یکشنبه 22 اردیبهشت ماه سال 1387
۲۷ - شب شور و مستی ...
خدایا امشب این می را
حلالم کن...
حلالم کن...
ساقیا امشب صدایت با صدایم ساز نیست
یا که من بسیار مستم یا که سازت ساز نیست
سوی میخانه روم
مست و مستانه شوم
تا مگر بگریزم
زین غصه دیرینم
دل بیچاره بسوخت
ساقیا مددی!
پر کن این باده غم
اشک امانم ببرید
تا سحر راه درازی ست
طاقتم نیست اما !
خواهمش امشب
لبریز تر از باده عشقم
می بنوشم من
حافظم گفت این
« شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش
مگر یکدم بر آسایم ز دنیا و شر و شورش »
امشبم ای عافیت بخش
بشکن این سودای دیوانگی
مست مستم کن
رهایم کن ، رهایم...
داری چیکارم میکنی ؟؟؟



