همه میگن طراوت بارون من میگم عشق بازی آسمون

خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 26 اسفند ماه سال 1386
۱۷ - خدا جونم ...

سلام

مامان و بابام همراه با عموم و زن عموم دوشنبه شب رفتن کربلا...

شب قبلش زنگ زدن گفتن حاضر باشین فردا شب حرکت میکنیم ...

اولش مامان ترسید به خاطر همین بمب و چیزای دیگه که میزارن اما از اونجاییکه بابایی اصلا از هیچی نمیترسه مامانو راضی کرد ...

الان تنهام و کلی دلم براشون تنگ شده .. گفتن سه شنبه میان کاش زودتر بیان خسته شدم دیگه ... ثانیه شماری میکنم ...

این قالبو دوست دارم یه آرامشی بهم میده اون ماهی هاش که اونجوری مهربون پیش هم هستن اون حرکت تک ماهی که اومده تو آب و خلاصه دوسش دارم فعلا میزارم همین بمونه تا ببینم چی میشه ...

الان خیلی خسته و داغونم نمیدونم بعضی آدما چی فکر میکنن و چی باید بهشون بگم نمیدونم چی بگم فقط سکوت کردم سکوت ... خداجونم من خسته شدم اما نمیخوام جا بزنم من باید بتونم ... بدجوری داری امتحانم میکنی دارم میبرم اما نباید اینجور باشه و نمیزارم ...

یه دوست خوب مرتب بهم انرژی مثبت میده و امید و من واقعا ازش نمیدونم چجوری تشکر کنم

ممنونم دوست گلم خیلی خوبی و خیلی برام عزیزی ... کاش بتونم جبران کنم لطفتو ...

میخوام امشب تنها باشم ...

توی خواب و رویا باشم ...

میخوام امشب زیبای من ...

عاشق تو و دنیا باشم ...

ببین که قلب آتشم ...

از عشق تو چه میکشم ... وای ...

در این شاه مهتاب ...

بمان که مستم و بیتاب ...

وای وای امشب در سر شوری دارم ...

وای وای امشب در دل نوری دارم ...

وای وای دنیا دنیا دوست دارم ...

از عشق تو بی قرارم ...

همه خواب و من بیدارم ... وای ...

وای وای با شوری که در سر دارم ...

وای وای با نوری که در دل دارم ...

وای وای دنیا دنیا دوست دارم ...

از عشق تو بی قرارم ...

همه خواب و من بیدارم ... وای ...

میخوام امشب شیرین من واسه عشقت تنها باشم ...

نذار امشب با یاد تو مثل برگی بر آب باشم ...

ببین که قلب آتشم ...

از عشق تو چه میکشم ... وای ...

در این شاه مهتاب ...

بمان که مستم و بیتاب ...

وای وای امشب در سر شوری دارم ...

وای وای امشب در دل نوری دارم ...

وای وای دنیا دنیا دوست دارم ...

از عشق تو بی قرارم  ...

همه خواب و من بیدارم ... وای ...

وای وای با شوری که در سر دارم ...

وای وای با نوری که در دل دارم ...

وای وای دنیا دنیا دوست دارم ...

از عشق تو بی قرارم ...

همه خواب و من بیدارم ... وای ...

وای وای امشب در سر شوری دارم ...

وای وای امشب در دل نوری دارم ...

وای وای دنیا دنیا دوست دارم ...

از عشق تو بی قرارم ...

همه خواب و من بیدارم ... وای ...

وای وای با شوری که در سر دارم ...

وای وای با نوری که در دل دارم ...

وای وای دنیا دنیا دوست دارم ...

از عشق تو بی قرارم ...

همه خواب و من بیدارم ... وای ...

الان دو سه ساعته مدام دارم این آهنگو گوش میدم و یه ریز اشک میریزم ...

کاش یکی اینجا پیشم بود ...

دعا کنید برام ...

برمیگردم ...

شنبه 18 اسفند ماه سال 1386
۱۶ - بازی ...

سلام

این قالب خوبه ؟ یا قبلی رو بذارم ؟ ...

" س " منو به بازی ترانه ها دعوت کرده البته تو وبلاگش نه . خودش رسما ازم دعوت کرد که منم قبول کردم دیگه ...

۱ - آهنگ " گل پونه " از همایون ...

لا لا لا لا گل پونه بیا که بدون تو دل خونه

بیا که بدون تو تن خستم لبریزه از حس جنونه

لا لا لا لا گل لاله زندگی بی تو واسم محاله

بیا از اون وقتی که رفتی این دل داره همش میناله

اینو وقتی شنیدم واسه " س " گذاشتم و وقتی یه مدتی از هم بی خبر بودیم من همش اینو گوش میدادم و اونو یادم میومد و تمام خاطراتمون ... و باهاش اشک ریختم ... هنوزم گوشش میدم و خیلی دوسش دارم خیلی ... کلی باهاش خاطره دارم

۲ - " فدای سرت " از کامران و هومن ... با این آهنگ هم خیلی خاطره دارم اما خاطرات بد ... یه مدتی اصلا حالم از نظر روحی خوب نبود و مدام این آهنگو گوش میدادم ... خیلی دوسش دارم ...

۳ - " وای وای " از فرامرز آسف

میخوام امشب تنها باشم

توی خواب و رویا باشم

میخوام امشب زیبای من

عاشق تو و دنیا باشم

ببین که قلب عاشقم

از عشق تو چه میکشم ... وای ...

این یه آرامش خاصی بهم میده ... آهنگیه که اشکمو در میاره ... کلی باهاش خاطره دارم ...

۴ - beverly hills  از barobax

یکی پاشه با من برقصه

کدوم خوشکلی میرقصه

اگه کسی با من برقصه

امشب ...

آهنگ خوشمل و باحالیه ... من دوسش دارم و باهاش انرژی میگیرم ... خیلی بامزست

۵ - " دیوونتم "از مهناز

آسمون چشای من بی تو تنهای تنهاست

این همه ستاره اما بگو ستاره من کجاست

شب با تموم ستاره هاش تاریکه تا وقتی تو بیای

شبم سحر نمیشه اگه یه وقتی تو نیای

بی تو عزیز قلبم دنیا برام سیاهه

فرقی نداره شب و روز لحظه هام تباهه

بی تو شادی برا من مثل خواب و خیاله

یه لحظه بی تو بودن فکرش محاله ...

اینم جالبه برام ...نوع خوندنش که به نظرم جالب میخونه و خوشم میاد ازش و دوسش دارم ...

۶ - تمام آهنگها از همه آلبوم های سیاوش قمیشی و همه آهنگ های حمید عسگری واسه من پر خاطرست و همشونو دوست دارم ...

۷ - " قسمت " از سعید البته مطمئن نیستم که خوانندش سعید باشه

گفتی از یاد تو میرم

نه عزیزم مگه میشه

به جا چشمام قلبم اما

پیش توست تا همیشه

فاصله بین منو تو

تا کجا دنباله داره

قسمت این بود که جدا بمونیم از هم تا همیشه

روز موعود مطمئن باش که زیادم دور نیست

من کنار تو و تو مال منی تا همیشه

روز موعود مطمئن باش که زیادم دور نیست

من کنار تو و تو مال منی تا همیشه ...

همیشه این آهنگ اشکمو در میاره ... آهنگه آروم و ملایمیه ... الانم اشکام داره میریزه ... چی بگم از این آهنگ ... داغونم میکنه ...

مردم تا ۷ تا پیدا کردم من آهنگای زیادی رو دوست دارم که بستگی به حس و حال و روحیم در اون لحظه داره اما این ۷ تا رو همیشه دوست داشتم و دارم ... تموم شد دیگه ...

هر کی اومد اینجا دعوته ... دونه دونه اسم نمیگم که کسی از قلم نیوفته ... هر کی بازی کرد منو خبر بده تا بیام بخونم ... مرسی

بایتون ...

 

 

 

سه شنبه 7 اسفند ماه سال 1386
۱۵ - درس و زندگی

سلام

امروز 10 اسفند تولد " س " هست ... تولدت مبارک ...

بابت تاخیرم شرمنده

این روزا خیلی خستم هم به خاطر اینکه کلاسام شروع شده هم اینکه اصلا حوصله نوشتن ندارم نمیدونم چرا ...

از شنبه دیگه افتخار دادم !!! برم سر کلاس و همه کلاسام تا حالا که تشکیل شدن همش دعا میکنم یه استاد نیاد یه چند ساعتی راحت باشم اما تا حالا نشده که ...

بیشتر کلاسام هم تا 8 شب هستن که معمولا همه رو پشت سر هم گذاشتم و خیلی خسته کنندست اما باید ساخت خودم کلاسامو صبح برنداشتم چون من باید صبح بخوابم و درسو نمیفهمم اما ظهرو خیلی دوست دارم  ...

الان دو روزه سرم درد میکنه خوبم نمیشه ...

سخت افزار ... بالاخره با اون استادی که میخواستم گرفتم هر چند مجبور شدم یکشنبه بگیرم و باعث شد 4 تا از کلاسام بهم بریزه اما مجبور بودم دیگه اشکالی نداره ...

هفته گذشته هم کنکور کاردانی به کارشناسی ثبت نام کردم اولش نمیخواستم شرکت کنم اما بعد نظرم عوض شد و بهم گفتن بهتره شرکت کنم و منم دیگه قبول کردم اما اصلا درس نمیخونم حوصله ندارم دو تا کتاب تست هم گرفتم اما نمیخونم اصلا نمیتونم اینقده فکر تو ذهنم هست که حوصله و وقت هیچ کاری رو ندارم ...

امروز دیگه یه دفه هنگ کردم با خودم گفتم چرا من اینقده فکر میکنم به خدا واقعا خسته شدم خیلی اذیتم مجبورم به خاطر اطرافیانم خودمو شاد نشون بدم اما از درون اینجوری نیست مثلا خانوادم ... دوست ندارم ناراحتشون کنم مخصوصا مامانم وقتی یه کم تو خودمم همش بهم میگه چیزی شده اتفاقی افتاده خوب حقم داره اما نمیتونم بهش بگم که چه مرگمه یا نمیشه بگم یا نمیدونم چجوری بگم بیشتر دوست دارم بریزم تو خودم تا بخوام به کسی بگم مگه اینکه دیگه خیلی طرف باهام راحت باشه دوست ندارم با ناراحتی و اخم خانوادمو ناراحت کنم مجبورم واسه ظاهر هم که شده بگم و بخندم و ... اما نمیشه ... اینو از تو نگاهای مامانم میخونم که میفهمه تو خودمم چیز خاصی هم نمیگه هر وقت هم میگه بهونه درس و دانشگاهو میارم و میگم خستم واسه همینه اونم دیگه ادامه نمیده شایدم من اشتباه میکنم نمیدونم واقعا هیچی نمیدونم ...

نمیدونم چمه دلیلی واسه این فکرا و تو خودم بودنم پیدا نمیکنم اما هر چی هست داره از درون داغونم میکنه یه چیزی افتاده به جونم که داره ذره ذره منو میخوره کاش میتونستم یه کاری کنم کاش یکی میتونست کمکم کنه ... ... ...  کاش میدونستم چم شده ... فکر کنم اگه کلاسام جدی تر بشه و دیگه سرگرم درس خوندن بشم این حالمم بهتر بشه البته امیدوارم ...

کاش یه اراده ای داشتم میخوندم واسه کارشناسی ...

الان دارم با این آهنگ اشکان امین همین که رو وبلاگمه حال میکنم خدایی الان خیلی دارم با این آهنگ حال میکنم ...

واسه خانومی و آقایی گلم (همه وجودم ) خیلی خوشحالم که دوباره رابطشون خوب شده و دعا میکنم که ایندفه دیگه هیچ مشکلی واسشون پیش نیاد از ته دلم خوشحالم براشون خیـــلـــی زیـــــــاد ... خانومی گلم عشقتون همیشگی باشه ...

کاش یه کم وقت کلاسام طوری بود که یه برنامه پیاده روی میزاشتم واسه بعد از ظهر خیلی خوب میشد یه مدتی هر روز میرفتم البته با یه نفر دیگه اون خدایی خیلی پایه بود کلی حال میکردیم دوتایی خیلی خوش میگذشت اما حالا این درسای من همه برناممو به هم ریخته ... من دلم پیاده روی میخــــواد ... خسته شدم بس که برم دانشگاه بیام خونه ... باید تنوع داشت من که فعلا یکنواخت شدم چقدر بده ...

واسه امشب بسه ...

مرسی از همتون ...

بایتون ...