سریال قهرمانان
مهیج ترین سریال حال حاضر دنیا داستان زندگی انسانهایی با نیروهای خاص |
سریال گمشدگان
معروفترین سریال جهان پرفروشترین سریال جهان |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
سلام
مهم :
راستی جمعه تولد پسر داداشمه لطف کنین بگین چی براش هدیه بگیرم ؟ وای چقد سخته انتخاب کردن بخدا !
9 سالشه ها !
دوشنبه یعنی میشه 15 تیر من میرم تهران ! قراره بریم برا خرید های خواهرم ! یادتونه که گفتم 10 آبان عروسیشه باید بره سرویس خواب و یه مقداری از جهیزیه و خریدای عروس و داماد رو انجام بدیم ! منم که میدونین دیگه باید برم کلا " همیشه آویزونم :دی! امسال خیلی بد شده که ماه رمضان تو شهریوره تمام برنامه ها بهم ریخته ! ما میتونستیم شهریور بریم اما الان دیگه نمیشه واسه همین مجبوریم الان بریم هر چند من مرداد و مهر هم باید دوباره برم ! انقد کار داریم انقد خرید دارم که دارم دیوونه میشم از بس فکر میکنم بهشون اصلا نمیدونم از کجا باید شروع کنم ! هیچ مدلی واسه لباس ندارم ! کلی پارچه و لباس باید بگیرم ! اگه مدل لباس خوشکل دارین پیشنهاد بدین به شدت استقبال میشه !!
راستی ویدئو کلیپ آهنگ آرش و آیسل رو دیدین که ؟! گردنبند آیسل رو دیدین ؟ بنظرتون من کجای تهران میتونم مثلش پیدا کنم ؟ کلا" برای نقره جات و اینا کجا برم ؟ من مکانم تو تهران امیر آباده ! لطفا بهم آدرس بدین !
راستی من پنجشنبه صبح کنکور دارم ها :دی دیروز رفتم کارتمو گرفتم !یکم استرس دارم :دی دعا کنین قبول شم میدونم درس نخوندم اما حالا شما دعا کنین شاید خدا دست منو هم گرفت ایشالا !
راستی یکشنبه فیزیوتراپی تموم شد و بعدشم رفتم پیش دکتر و اونم گف که دیگه باهاش راه برو ( البته این دکتره از همون 2 هفته پیش هی گف تو راه برو مشکلی نیس بعدش که من از دردش نتونستم اصلا قدم بردارم :دی ! )
از وقتی که فیزیوتراپی میرفتم بهتر شده اما خب کامل نه هنوزم درد داره اما دارم سعی میکنم درست راه برم از بس که این مدت راه نرفتم اصلا نمیتونم درست راه برم انگار راه رفتن یادم رفته بخدا :دی ! نخندین ! :دی بعد ی مشکل دیگه که هس اینه که من عضلات پشت پام درد میکنن نمیدونم تا حالا اینطور شدین یا نه اما من میشم و الان هم بیشتر درد همین عضلاته که نمیتونم درست باهاش راه برم نمیدونم چیکار کنم ؟؟؟ !!
به دکتره میگم اگه باز درد گرف چیکار کنم ؟ میگه ی مسکن بنداز بالا ! :دی خواستم بهش بگم عاشقتم دکتر با ااین راه حلات :دی
بهم گف برو دراز بکش به شکم بخواب ! بعد گفتم آقای دکتر میخوای چیکار کنی ؟ گف تو بخواب کاری نمیخوام باهات بکنم :دی وا ! دکترای این دوره زمونه هم چه بی حیا شدن ها :دی بعد همچین یه فشاری داد به پام که همه آبا و اجدادم اومدن جلو چشام بعد گف حالا پاشو راه برو بببین بهتر شدی پاشدم راه رفتم دیدم آره یخورده بهترم !
واسه ورم پام هم گف این فعلا ی مدتی باهاته !
ی کتابفروشی پیدا کردم کتاب میده امانت ! منم دوستم برام ازش یه رمان گرف آورد ! حالا لطف کنین هر رمانی که خوندین و قشنگ بوده رو بهم بگین تا برم بگیرم مرسی دوستای گلم !
دیروز داشتم میرفتم دانشگاه که کارتمو بگیرم که دیدیم ماشین همش بنزین میریزه یعنی کامل رد پامونو تو خیابون میذاشتیم :دی قرار شد شوهر خواهرم بعد اینکه منو رسوند ماشینو ببره تعمیرگاه ببینه چشه ! حالا که شب اومد گف مرده گفته خدا بهتون رحم کرده نمیدونم چجوری زنده موندین !!! مثل اینکه سوراخ شده بوده ی جاییش و میگف کافی بوده یخورده دیگه داغ میشده منفجر میشده ماشین ! وای انقد ترسیدم ! واقعا چقد خدا دوستمون داشته خدایا شکرت !
راستی ی سوال مهم من هر فیلم خارجی که میگیرم که زیرنویس داره متاسفانه برنامه تو کامپیوتر من این زیر نویساشو نشون نمیده ! حتی پاور دی وی دی ، کوئیک تایم ، ریل پلیر ، کا ام پلیر ، هزار تا برنامه دیگه نصب کردم اما نشون نمیده که نمیده دیگه مخم داره سوت میکشه شما بگین من چیکار کنم آخه که نشونشون بده ؟ خواهشن کمک پلیز !! ( انگلیسی نمیشد که بنویسمشون :دی )
چقد راستی راستی کردم ها :دی خواستم به اهمیت موضوعات پی ببرین :دی !!
راستی قالب وبلاگم چطوره ؟ میپسندین ؟
بعدا" نوشت : امشب لیله الرغائبه ( شب آرزوها ) هر چی دعای خوب دارین امشب از خدا بخواین ! قرار بود من امروز روزه بگیرم اما متاسفانه نشد ! خیلی دوس داشتم روزه میگرفتم ...
مهر 87 که تولدم بود یه ادکلن هدیه گرفتم که خیلی خوشبو بود و دوستش داشتم ! ازش استفاده میکردم تا آبان که رفتم مشهد و همراهم بود ! تو همه لحظه هایی که اونجا بودم ازش استفاده میکردم ! تا اینکه زنداداشم باردار شد و بیچاره ویار داشت از اون ناجوراش !! ادکلنه هدیه خودش نبود اما سلیقه زنداداشم بود ولی به حدی از بوش بدش اومد که حتی از فاصله 5 متری هم میفهمید که من از اون ادکلنه زدم و حالت تهوع شدید میگرف و حالش حسابی بد میشد ! دیگه حتی از کنار اتاقمم رد نمیشد ! واسه همین من دیگه از اون ادکلنه استفاده نکردم تــــــــــــا هفته گذشته ! اونم بخاطر اینکه الان زنداداشم نیستش ! وقتی ازش زدم ی حسی داشتم که خدا میدونه ! تمام اون روزای آبان و مشهد جلو چشام اومدن ! بغض گلومو گرفته بود خیلی ناراحت بودم ! چقد زود گذشت خیلی زود ...
انگاری من اینجا نگفته بودم که زنداداش گلم بارداره و مرداد ماه هم ایشالا زایمانشه ! وای منتظرشم تا زودتر نی نی کوشولوش بیاد و من دوباره عمه بشم ! البته من نی نی تا 2 ، 3 ماهگی اصا دوست ندارم 5 ، 6 ماهش که شد دیگه عاشقش میشم ! جنسیتش مشخص شده و اسمشم انتخاب کردیم ! آخی حس خوبیه ها !
نمیدونم قبلا گفته بودم که این داداشم یه پسر داره علی فک کنم قبلا اسمشو اوردم اینجا حالا داره داداش میشه فداش شم میدونم خیلی ذوق داره اینو از تو حرکات و حرفای بچه گونش میفهمم :-* !
اون یکی داداشمم ی دخمل داره مبینا که اگه یادتون باشه عکسشم گذاشته بودم اینجا الان 3 سالشه انقده این دختر بلاس که خدا میدونه ! واقعا که دخترا چقد ناز دارن و بلان ! این دختر انقد با سیاسته و ی جوری خودشو تو دل همه جا کرده که بیا و ببین ! یه ریز حرف میزنه ماشالا انقدم شیرین زبونه منکه فقط به حرفاش میخندم و قربونش میرم ! آهان ی روز امین حیایی داشت تو تلویزیون نشونش میداد مبینا هی میپرسید این کیه ؟ نمیدونستم چی بهش بگم یاد اخراجی ها 2 افتادم گفتم این بزغالس اینم یه بند هی میگف بزغاله ؟ عمه بزغاله ؟ چی عمه ؟ وای من مرده بودم از شدت خنده فقط کاش میبودین و تلفظ کردن بزغاله رو از زبون این وروجک میشنیدین ! حالا هر وقت یکی رو میبینه میگه عمه این کیه بعد خودش زود میگه بزغالس ؟ باید ببینینشو حرفاشو بشنوین که بدونین چی میگم :-* !
یعنی دهن ما سرویس شد با این باد و خاک بخدا ! نمیریم خیلیه والا ! اونوقت حواستون بود تو اخبار گف که این گرد و خاک خیلیم بد نیس و ذرات درشتش ایمنی بدنو بالا میبره !!! ای تو روحشون !! دیگه نمیدونن چجوری خر کنن ملت رو ! بخدا دیروز و پریروز انقد افتضاح بود که هوا کامل نارنجی شده بود ! شبشم ی طوفانی اومد بیا و ببین ! انقد باد شدید بود همه درختا شکستن و پنجره ها ! وحشتناک بود ها !!
دیگه اینکه باز ایول معرفت غریبه ها و دوستان ! همین نگینو دیدین ؟ با اینکه قرتیه و اینا :دی اما انقد معرفت داشت که این مدت حالمو پرسید ! اما این فامیلا و دخترای نامردشون ! بخدا دریغ از یه زنگ یا یه اس ام اس ! انقد ازشون ناراحت و دلگیرم که حد نداره ! اشکال نداره کوه به کوه نمیرسه آدم به آدم میرسه ! هی روزگار ...
آخ آخ آخ یه چیز دیگم بگم ! باورتون میشه ما روزی نزدیک 10 ساعت برق نداریم !! ای خدا بگم چیکارشون کنه تو این هوا که بخدا نمیشه پاتو بذاری تو حیاط بی برقی هم شده قوز بالا قوز !! واقعا این انصافه ما تو این شهر گرم که سگ رو بزنی از خونه نمیاد بیرون انقد برق نداشته باشیم ! ؟؟ این چند روز انقد فش دادمشون که حد نداره بیشعورا رو !
هر روز میرم فیزیو تراپی ! پام هنوز ورم داره نمیدونم چیکار کنم که ورم پام بخوابه ؟! هنوزم درد داره و نمیتونم درست باهاش راه برم ! به نظرتون خوب میشه ؟ فیزیوتراپی چقد تاثیر داره ؟ راهنمایی پلیز !! مرسی ...